خرید بک لینک
سر من مست جمالت دل من دام خیالت
گهر دیده نثار کف دریای تو دارد


ز تو هر هدیه که بردم به خیال تو سپردم
که خیال شکرینت فر و سیمای تو دارد

برچسب: نویسنده: سپیده زارعیان تاريخ: چهارشنبه 5 دی 1397 ساعت: 18:39

گاهی و مسیر جاده به بن بست می رودگاهی تمام حادثه از دست می رود گاهی همان کسی که دم از عقل می زنددر راه هوشیاری خود مست می رود گاهی غریبه ای که به سختی به دل نشستوقتی که قلب خون شد و بشکست میرود اول اگر

برچسب: نویسنده: سپیده زارعیان تاريخ: چهارشنبه 5 دی 1397 ساعت: 18:39

کتاب "جای خالی سلوچ" محمود دولت آبادی را ورق می زدم. جایی از کتاب نوشته بود :"روزگار همیشه بر یک قرار نمی ماند. روز و شب دارد، روشنی دارد، تاریکی دارد، کم دارد، بیش دارد.دیگر چیزی از زمستان باقی نماند

برچسب: نویسنده: سپیده زارعیان تاريخ: چهارشنبه 5 دی 1397 ساعت: 18:39

جز وصل تو دل به هر چه بستم توبه
بی یاد تو هر جا که نشستم توبه

در حضرت تو توبه شکستم صَد بار
زین توبه که صد بار شکستم توبه...

برچسب: نویسنده: سپیده زارعیان تاريخ: چهارشنبه 5 دی 1397 ساعت: 18:39

در حوالی روزمرهگیهایمان، جای خالی زندگی و عجیب توی ذوق میزند. شاید یادمان رفته است زندگی سادهترین اتفاق قشنگیست که در بوییدن عطر گلهای شب بو، در هوس بستنی در سرمای زمستان، در رقص باران روی گونه پنجر

برچسب: نویسنده: سپیده زارعیان تاريخ: چهارشنبه 5 دی 1397 ساعت: 18:39

مثل آن مرداب غمگینی که نیلوفر نداشت
حال من بد بود اما هیچکس باور نداشت

خوب می دانم که تنهایی مرا دق می دهد
عشق هم در چنته اش چیزی از این بهتر نداشت

#قیصر_امین_پور

برچسب: نویسنده: سپیده زارعیان تاريخ: چهارشنبه 5 دی 1397 ساعت: 18:39

صفحه بندی